حسینحسین، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

آقای کوچولو

زیبای کوچولو

  چه خوبه که به همه چیز به قشنگی چشمات نگاه میکنی،....... وقتی از خونه اومدیم تو پارکینگ و به قول خودت سوار ماشینت شدی، اونقدر خوابت میومد که چشمات رو به زور باز نگه داشته بودی تا به بهونه بازی کردن بیدار بمونی، ولی نشد که بشه و تو خوابت برد و من آوردمت خونه که استراحت کنی.بزرگتر که شدی بیشتر دوست داشتی به قول خودت ماشین سواری کنی، ولی دیگه واست کوچیک شده بود و با موتور و ماشین برقی که بابا حسین خریده بود بازی میکردی. با ماشین برقی میتونستی حرکت کنی، دنده عوض کردنت با ماشین برقیت خیلی حرفه ای بود، پاهات به گاز نمیرسید ولی وقتی جلو صندلی میشستی ،گاز میدادی و حرکت میکردی ولی فرمون رو نمیتونستی بچرخونی ولی بلد بودی ...
26 مرداد 1392

پدر و پسر

سلام آقای کوچولو، چه خوبه که با همه بچه ها یه فرق هایی داری و صد البته که این موضوع برای همه اونهایی که به فرزندان بهتر از گلشون اهمیت میدن روشن و واضح هست. امروز تو محل کارم یه مطلبی رو تو ماهنامه شرکت که در مورد کارهای کودکان در خانه و مشارکتشون در کارهای خانه بود رو  خوندم،و برای من خیلی جذاب بود که تقریبا" بیشتر اون کارهایی رو که برای بالاتر از سن خودت بود رو انجام داده بودی. درسته که تمام خونه رو به هم میریزی، اما یه مطلب جالبی که هست اینه که تو جمع کردن اونها هم خودت کمک میکنی،یا اگه میگیم چیزی رو بیار ، میاری، و همه چیزهایی که از تو (آقای کوچولو )دیدم با اون مطالب یکی بود. توی صحبت کردنت نسبت به بچه هایی که از بابا هاشون پرسیدم ...
26 مرداد 1392